چهارشنبه، تیر ۱۷، ۱۳۸۳

درآمد:

تو به من خنديدي

ونمي دانستي


من به چه دلهره از باغچهً همسايه

سيب را دزديدم .


باغبان از پي من تند دويد

سيب را دست توديد

غضب آلود به من كرد نگاه


سيب از دست تو افتاد به خاك

وتو رفتي و هنوز ،

سالها هست كه در گوش من آرام ، آرام

خش خش ِ گام ِ تو تكرار كنان ، مي دهد آزارم

ومن انديشه كنان ،غرق اين پندارم

كه چرا ؟

خانهً كوچك ِ ما ، سيب نداشت !؟

آبي ، خاكستري ، سياه ( درآمد )

سه‌شنبه، تیر ۱۶، ۱۳۸۳

بحرعشق

بحري است بحر عشق كه هيچش كناره نيست
آنجا جز آن كه جان بسپارند چاره نيست

هرگه كه دل به عشق دهي خوش دمي بود
در كار خيرحاجت هيچ استخاره نيست

فرصت شمر طريقهً رندي كه اين نشان
چون راهِ گنج بر همه كس آشكاره نيست

مارا زِ منع ِ عقل مترسان و مي بيار
كان شِحنه در ولايت ما هيچ كاره نيست

او را به چشم پاك توان ديد چون هلال
هر چشم جاي جلوهً ان ماه پاره نيست

از چشم خود بپرس كه ما را كه مي كشد
جانا گناهِ طالع و جُرم ِ ستاره نيست

نگرفت در تو گريهً حافظ به هيچ روي
حيران ِ ان دلم كه كم از سنگ خاره نيست

sanjabi .persianblog.com

gapochaye.blogspot.com

دوشنبه، تیر ۱۵، ۱۳۸۳

قانون ِ سيب :

خود ستوده ،غريب خواهي مُرد
ژنده و بي نصيب خواهي مُرد

در شبي قيرگون به چوبهً دار
نه فراز صليب ، خواهي مُرد

درد پروردي و دوا ، كُشتي
كي چو عيسي ، طبيب خواهي مُرد

تاكه از دست خود رضامندي
بي رضاي حبيب خواهي مُرد

چو رسد لحظهً فرو پاشي
مثل قانون سيب خواهي مُرد

اي خزان آور بهاران سوز
در دل ِ عندليب خواهي مُرد

مرگ پايان يك كبوتر نيست
توي ِ كركس عجيب خواهي مُرد

به چه دل بسته اي ابر احمق
در پي اين فريب خواهي مُرد

sanjabi .persianblog.com

غزل ناب
غرقه در عشقم و از خود خبري نيست مرا
جُز خيال تو خيال دگري نيست مرا

نفسي نيست كه لبريز نباشم از تو
ناظري جُز تو به عالم نظري نيست مرا

همه عشقم ، همه شوقم ، همه شعرم ، همه شور
عاشقم ، عاشق وجُز اين هنري نيست مرا

همه ذراّتِ وجودم شده از عشق تو پُر
دگر از آفت دوران ضرري نيست مرا

زنده ام زندهً عشقت ، به دو چشم تو قسم
كز نگاهت غزل ِ نابت تري نيست مرا

جان ِ ( شيرين ِ ) حياتم ، بَري از ما و منم
غرق در عشقم و از خود خبري نيست مرا


اشك

عاشقم بَر شور و شيدائي و اشك

عمر طي شد در شكيبائي و اشك

وقتي از ياران يكي يكرنگ نيست

باز صد رحمت به تنهائي و اشك



عشق ِ افلاطوني

عشق من يك عشق ِ افلاطوني است

با هواي ِ نفس خصم ِ خوني است

جايگاهم قلهً ديوانگي است

راه ِ من در عشق بي قانوني است

shirinhb.persianblog. com

شنبه، تیر ۱۳، ۱۳۸۳

شب و مهتاب و خوشه چيني اشك / به شورم آورد شيرينيه اشك / ميان بركه هاي شسته باران / بتي شيرين صفت در چيني اشك .