قانون ِ سيب :
خود ستوده ،غريب خواهي مُرد
ژنده و بي نصيب خواهي مُرد
در شبي قيرگون به چوبهً دار
نه فراز صليب ، خواهي مُرد
درد پروردي و دوا ، كُشتي
كي چو عيسي ، طبيب خواهي مُرد
تاكه از دست خود رضامندي
بي رضاي حبيب خواهي مُرد
چو رسد لحظهً فرو پاشي
مثل قانون سيب خواهي مُرد
اي خزان آور بهاران سوز
در دل ِ عندليب خواهي مُرد
مرگ پايان يك كبوتر نيست
توي ِ كركس عجيب خواهي مُرد
به چه دل بسته اي ابر احمق
در پي اين فريب خواهي مُرد
sanjabi .persianblog.com
گپ و چاي
گزيدهء اشعار بهروز سنجابي


<< صفحهٔ اصلی