سه‌شنبه، آبان ۲۶، ۱۳۸۳

شب ِ بلند ِ جدائي:

شكسته را چه تفاوت شكسته تر باشد

دعاي قلب ترك خورده ، كارگر باشد

مرا سپر شده امشب دلي كه ، آئينه است

هر آنه سنگ جفا عاشقانه تر باشد

اگر ز دل شده گانت خبر نمي گيري !

مباد آنكه دلم از تو بي خبر باشد

كمي شتاب كه پيوند دوستي ها مان

به موي بسته مُداراي آن هُنر باشد

عيادتي نه به منّت ، عنايتي نه به جبر

كه چشم عاشق ديدار ِ تو به در باشد

مرا به خنده بيارا ، مرا به گريه مشوي

صفاي صبحي و در خنده ات اثر باشد

هنوز بدرقهء راه تو ، جفا پيشه

دعاي نيمه شب و گريهء سحر باشد

شب بلند جدائي شكسته خواهد شد

اگر محبت ديرينه ‹‹ هردوسر ›› باشد

83/8/25 تهران - لواسان

جمعه، آبان ۲۲، ۱۳۸۳

مرور خاطره از نو :

بمان شتاب مكن نيمه كاره ها مانده است

به شب نشيني چشمت ستاره ها مانده است

من از گذشته به امروز پل زدم برگرد

مرور خاطره از نو ، دوباره ها مانده است

براي وعدهء ديدار از گذشته به حال

ميان پنجره هامان اشاره ها مانده است

سكوت فاتح صحنه ، نگاهمان مردود !

قبول چشم تو در استخاره ها مانده است

چه راه دور و درازيست كودكي هايت

و پشت فاصله هايش هزاره ها مانده است

تو باز تُرد لطيفي هميشه ياور من

و با تو تازگي گاهواره ها مانده است

دوباره سر بكش از پشت شعر پرچينم

بگوش ياس غزل گوشواره ها مانده است

كدام دفتر من با تو صبح خواهد شد ؟

بمان كه واژهء خورشيد پاره ها مانده است

83/ 6/ 20 - تهران / لواسان

چهارشنبه، آبان ۱۳، ۱۳۸۳

ابرهاي فاصله :
به ديدن من آمدي دريغ و حيف دير شد
دلم ز مرز كودكي كمي گذشت و پير شد
شبي كه مي شمردمت چه صاف و پر ستاره بود
و با تو سقف آسمان بلند و بي نظير شد
نبود بارشي ز مهر به ابر هاي فاصله !
كه دشت سبز دوستي به سادگي كوير شد
عطش مرا فرا گرفت و كودك كويريم
ز ديدن سراب ها ز هرچه چشمه سير شد
چو من شكسته تر شدم شمارشم زياد رفت
به وقت پير ساليم زمانه سخت گير شد
تمام خاطرات من بيان اين حقيقت است
تنت به هجرتي رسيد و روح تواسير شد
شكايتي به مختصر حكايتي به ماحصل
كلاف رشته پنبه گشت سروده ها خمير شد
دوباره مي شمارمت ، اگر چه كهكشان شدي
تنت مقيم و روح تو ، ستارهً كوير شد
83/8/12