چهارشنبه، تیر ۱۷، ۱۳۸۳

درآمد:

تو به من خنديدي

ونمي دانستي


من به چه دلهره از باغچهً همسايه

سيب را دزديدم .


باغبان از پي من تند دويد

سيب را دست توديد

غضب آلود به من كرد نگاه


سيب از دست تو افتاد به خاك

وتو رفتي و هنوز ،

سالها هست كه در گوش من آرام ، آرام

خش خش ِ گام ِ تو تكرار كنان ، مي دهد آزارم

ومن انديشه كنان ،غرق اين پندارم

كه چرا ؟

خانهً كوچك ِ ما ، سيب نداشت !؟

آبي ، خاكستري ، سياه ( درآمد )