غزل ناب
غرقه در عشقم و از خود خبري نيست مرا
جُز خيال تو خيال دگري نيست مرا
نفسي نيست كه لبريز نباشم از تو
ناظري جُز تو به عالم نظري نيست مرا
همه عشقم ، همه شوقم ، همه شعرم ، همه شور
عاشقم ، عاشق وجُز اين هنري نيست مرا
همه ذراّتِ وجودم شده از عشق تو پُر
دگر از آفت دوران ضرري نيست مرا
زنده ام زندهً عشقت ، به دو چشم تو قسم
كز نگاهت غزل ِ نابت تري نيست مرا
جان ِ ( شيرين ِ ) حياتم ، بَري از ما و منم
غرق در عشقم و از خود خبري نيست مرا
اشك
عاشقم بَر شور و شيدائي و اشك
عمر طي شد در شكيبائي و اشك
وقتي از ياران يكي يكرنگ نيست
باز صد رحمت به تنهائي و اشك
عشق ِ افلاطوني
عشق من يك عشق ِ افلاطوني است
با هواي ِ نفس خصم ِ خوني است
جايگاهم قلهً ديوانگي است
راه ِ من در عشق بي قانوني است
shirinhb.persianblog. com
گپ و چاي
گزيدهء اشعار بهروز سنجابي


<< صفحهٔ اصلی