سه‌شنبه، مرداد ۲۰، ۱۳۸۳

تداعي ها :
غزلدخت ِ غزل ها پيش ِ شعرش رنگ مي بازد
چو بانوي ِ غزل ها دفترِ اشعار آغازد
متين تر واژه پردازي ، ُگزين تر جمله آرائي
سِتُرگ و محكم و موزون به شهر شعر مي تازد
براي قهوهً فالم چه شيرين قند مي سايد
براي طفل احساسم سرود ِ خواب مي سازد
مرا مضمار ِ ناب خاطراتش مي برد آنجا
كه با سيم تداعي ها زمان تنبور بنوازد
خيابان هاي حرفش بوي ِ خوب ِ قهوه را دارد
چو در پس كوچه هايش ياد ژرفش قصه پردازد
نمي دانم چه تأثيري كلام ِ دلنشينش داشت
كه با نقد ِ نگاهش روزگارم رنگ مي بازد
براي ِ خانم ديباج / تهران- لواسان
20/5/83
sanjabi.persianblog.com